دردو دلام
دردامو ا کی بگم؟
با تو که خدایی؟
من هر شب یه رود خونه اشک جاری دارم که از رو گونه هام قطره قطره میریزه روی زمینت کاسه صبرم رو بزرگتر کن تحملم رو بیشتر کن الان مدتهاست که حس میکنم یه هسته بزرگ هلو تو گلوم گیر کرده میدنم که این صبر لازم بود ولی یعنی هنوز کافی نشده؟
چی؟
سوال نکنم؟
به تقدیرم قانع باشم؟
مگر نگفتی شاید نوشته باشم هر انجه ارزو کند؟
فقط شاید؟
من از 13 سالگی تاالان این ارزو رو دارم ...!
پس کی قراره بهش برسم ؟
الان دلم میخواد میخواد سرمو بکنم زیر پتو و هایهای گریه کنم..!
چرا؟
نمیدونم...!
شاید چون ادم ضعیفی هستم...!
شاید چون لوسم
شاید چون دلتنگ و دلخورم
اصلا از جونمنه بنده چی میخوای؟
چیییییییییی؟؟
صبررررررررررررررر
باشه..
من یادمه اخرین باری که صبرم تموم شد و خواستم و تو دادی ولی پس گرفتی
پس پی بخوام منو نترسون بسمه خواهش میکنم تو رو به ابروی زهراااااااااااااا تو رو به چهلوی شکسته بیبیم
به گلوی بریده علی اصغر قسمت میدم
حاجت منو بده...
میفهمییییییی
الان دم اذونه درای اسمون بازه صدا میرسه؟
میشنوی؟
أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ
أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ
أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ
دیگه حرفی ندارم
اون تو اونم ابروی زهرا و خون علی اصغر






دردو دلام
